تبلیغات
|Mу ℓαη∂ σƒ ℓσηєℓιηєѕѕ| - مطالب ابر سپهری

|Mу ℓαη∂ σƒ ℓσηєℓιηєѕѕ| - مطالب ابر سپهری

مطالب زیبا

جستجوگر سایت

#سهرابــ

"سهراب سپهری"

موضوعات: احساسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، هنری ،
برچسب ها: سهراب ، سپهری ، عزیزم ، ،
[ سه شنبه 8 خرداد 1397 ] [ 02:10 ب.ظ ] [ |َSƬROƝƓ| ] [ کآمنت♥ () ]

#سهراب سپهری♥


سهراب سپهری

بی روزها عروسک
این وجودی که در نور ادراک
مثل یک خواب رعنا نشسته
روی پلک تماشا
واژه های تر و تازه می پاشد
چشم هایش
نفی تقویم سبز حیات است
صورتش مثل یک تکه تعطیل عهد دبستان سپید است
سال ها این سجود طراوت
مثل خوشبختی ثابت
روی زانوی آدینه ها می نشست
صبح ها مادر من برای گل زرد
یک سبد آب می برد
من برای دهان تماشا
میوه کال الهام می بردم
این تن بی شب و روز
پشت باغ سراشیب
ارقام
مثل اسطوره می خفت
فکر من از شکاف تجرد به او دست می زد
هوش من پشت چشمان او آب میشد
روی پیشانی مطلق او
وقت از دست می رفت
پشت شمشاد ها کاغذ جمعه ها را
انس اندازه ها پاره می کرد
این حراج صداقت
مثل یک شاخه تمر هندی
در میان من و تلخی
شنبه ها سایه می ریخت
یا شبیه هجومی لطیف
قلعه ترسهای مرا می گرفت
دست او مثل یک امتداد فراغت
در کنار تکالیف من محو می شد
واقعیت کجا تازه تر بود ؟
من که مجذوب یک حجم بی درد بودم
گاه در سینی فقر خانه
میوه های فروزان الهام را دیده بودم
در نزول زبان خوشه
های تکلم صدادارتر بود
در فساد گل و گوشت
نبض احساس من تند می شد
از پریشانی اطلسی ها
روی وجدان من جذبه می ریخت
شبنم ابتکار حیات
روی خاشاک
برق می زد
یک نفر باید از این حضور شکیبا
با سفر های تدریجی باغ چیزی بگوید
یک نفر باید این حجم کم
را بفهمد
دست او را برای تپش ها اطراف معنی کند
قطره ای وقت
روی این صورت بی مخاطب بپاشد
یک نفر باید این نقطه محض را
در مدار شعور عناصر بگرداند
یک نفر باید از پشت درهای روشن بیاید
گوش کن یک نفر می دود روی پلک حوادث
کودکی رو به این سمت می آید

موضوعات: اجتماعی ، احساسی ، هنری ، فرهنگی ،
برچسب ها: سهراب ، سپهری ، برق ، عروسک ،
[ چهارشنبه 24 آبان 1396 ] [ 02:27 ب.ظ ] [ |َSƬROƝƓ| ] [ کآمنت♥ () ]

#قسم زیبا..

Sohrab Sepehri (1975).jpg

به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم میگذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهدماند..
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود،جامه اندوه مـپوشان هرگز...!!
زندگی ذره كاهیست،
كه كوهش كردیم،
زندگی نام نکویی ست،
كه خارش كردیم،
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار،
زندگی نیست بجزدیدن یار
زندگی نیست بجزعشق،
بجزحرف محبت به كسی،
ورنه هرخاروخسی،
زندگی كرده بسی،
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد،
دوسه تاكوچه وپس كوچه واندازه یك عمر بیابان دارد.
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم ...

برچسب ها: سهراب ، سپهری ، قسم ، زیبا ،
[ پنجشنبه 26 مرداد 1396 ] [ 11:42 ق.ظ ] [ |َSƬROƝƓ| ] [ کآمنت♥ () ]

اهل کاشانم

اهل كاشانم.

روزگارم بد نیست.

تكه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی .

مادری دارم ، بهتر از برگ درخت .

دوستانی ، بهتر از آب روان .

 

 

و خدایی كه در این نزدیكی است :

لای این شب بوها ، پای آن كاج بلند.

روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه .

 

 

من مسلمانم .

قبله ام یك گل سرخ .

جانمازم چشمه ، مهرم نور .

دشت سجاده ی من .

من وضو با تپش پنجره ها می گیرم.

در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف .

سنگ از پشت نمازم پیداست :

همه ذرات نمازم متبلور شده است .

من نمازم را وقتی می خوانم

كه اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته ی سرو.

من نمازم را ، پی « تكبیرة الاحرام » علف می خوانم،

پی « قد قامت » موج .

 

 

كعبه ام بر لب آب

كعبه ام زیر اقاقی هاست .

كعبه ام مثل نسیم ، می رود باغ به باغ ، می رود شهربه شهر.

 

 

« حجر الاسود » من روشنی باغچه است .

 

اهل كاشانم

پیشه ام نقاشی است:

گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ ، می فروشم به شما

تا به آواز شقایق كه در آن زندانی است

دل تنهایی تان تازه شود .

چه خیالی ، چه خیالی ، ... می دانم

پرده ام بی جان است .

خوب می دانم ، حوض نقاشی من بی ماهی است .

 

 

اهل كاشانم .

نسبم شاید برسد

به گیاهی در هند ، به سفالینه ای از خاك « سیلك » .

نسبم شاید ، به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد .

 

 

پدرم پشت دوبار آمدن چلچله ها ، پشت دو برف ،

پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی ،

پدرم پشت زمان ها مرده است .

پدرم وقتی مرد ، آسمان آبی بود ،

مادرم بی خبر از خواب پرید ، خواهرم زیبا شد .

پدرم وقتی مرد ، پاسبان ها همه شاعر بودند .

مرد بقال ازمن پرسید: چند من خربزه می خواهی ؟

من ازاو پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟

 

 

پدرم نقاشی می كرد .

تار هم می ساخت ، تار هم می زد .

خط خوبی هم داشت .


برای دیدن بقیش اینجا بکلیک

 

اینجآ

برچسب ها: اهل ، کاشان ، سهراب ، سپهری ،
[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ |َSƬROƝƓ| ] [ نظرات () ]

آخرین مطالب