تبلیغات
|Mу ℓαη∂ σƒ ℓσηєℓιηєѕѕ| - مطالب فروردین 1398

|Mу ℓαη∂ σƒ ℓσηєℓιηєѕѕ| - مطالب فروردین 1398

مطالب زیبا

جستجوگر سایت

مرگ..

سلام دوستان..
الان از بیمارستان اومدم میخوام براتون ی متن بنویسم چون خیلی ناراحتم ..
+
امروز که به بیمارستان رفتم دلم را با خود نبردم گفتم باید محکم بود اورژانس جای آدم های ضعیف و دل نازک نیست..
آدم های مختلفی آمدند و رفتند با حال های متفاوت که اکثرا اوایلش داد میزدند و بعد پزشکان این جادوگران عصر حاضر آنان را نجات میدادند..
ناگهان صدای درب اورژانس مرا به خودم آورد جوانکی بیست و اندی ساله با تاپ و شرت فوتبال روی برانکارد جان میداد ..
پرستاران و پزشکان دورش جمع شدند یکی شوک میداد دیگری خبر حالش میداد پسرک برگشت ولی باز مرد پزشک رو به پرستاران کرد و گفت دوباره رفت برنمیگردد..
پسرک دیگر بر نگشت به بردرش که بیرون اتاق بود خبر دادند به کنار برادر بی جانش ایستاد دستانش را روی صورتش گذاشت و شروع کرد به زاری کردن میگفت مرتضی به پدرم چطور خبر بدهم این اتفاق ناگوار جن سوز را بیدار شو!!
نمیدانم چرا اشک در چشمانم حلقه زد و مشتی دور گلویم را میفشرد..
نمیدانم چرا برای مرتضای جوان اینقدر دل آشوب بودم..
نمیدانم چرا؟؟؟
هررروز و هر ساعت شاید مرتضا های زیادی از دنیا میروند ولی دل من تحم این واقعه را ندارد ..
پدر آن پسر امشب چه حالی خواهد داشت؟ خوابش خواهد برد؟ بردادرش چطور؟
چقدر امشب حالم گرفته است...
مرتضی روحت شاد : (
+
بچه ها براش فاتحه بخونین لطفن ..

[ دوشنبه 5 فروردین 1398 ] [ 08:53 ب.ظ ] [ |َSƬROƝƓ| ] [ کآمنت♥ () ]

آخرین مطالب